انواع مردن

کامنت اقای آذری گرامی در پست قبلی بها نه ای شد برای از مرگ گفتن.لطفا به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

عروسی وشادی

مدتیست در منطقه ترکمن صحرا هستم.بعد از ماه مبارک رمضان چند عروس دعوت داشتم که برایتان به خاطر یک نتیجه گیری شرح میدهم.1-عروسی اول در خانه برگزار شده بود.دعوت شدگان هرکدام مقداری پول (حتی دو هزار تومان)ومقداری شیرینی خانگی یا کیک وبیسکویت هدیه اورده بودندکه با همانها هم از مهمانان پذیرائی شدوشام هم چلو مرغ در ظرف یکبار مصرف.برادر داماد یکی از رقصنده های رقص سنتی ترکمنی بود واین گروه با لباسهای سنتی ترکمنی رقص خنجر را اجرا کردند.نزدیک به 4 ساعت با ریتم تند در یک حیاط صد متری میرقصیدندوسایر مردها هم با گروه مشول رقص بودند وزنها هم در اطاقها مشغول رقص.یکی از این خانمها پیر زنی حدودا هفتاد ساله بود.سیه چرده ولاغر،با پیراهنی نخی وگردنبندی از مهره های ریز  رنگی به گردنش.خنده از لبش دور نمیشد.کنارم نشست وگفت:مردم ما میگویند گل آدمیزاد را با آب چهل دریا خمیر کرده اند که سی و نه دریای آن غم است ویکی شادی.من میخواهم همان یک شادی را داشته باشم.عروسی دوم در تالاری بود مجهز به رقص نور وگروه نوازنده وخواننده وآخرین مدلهای لباس وپخش انلاین مراسم وچند رقم غذا ونوشابه ومیوه.البته سالن واقعا راحت بود وغذاها هم بسیار خوشمزه.اما مادر عروس وخواهرش از خستگی واضطراب کلافه بودند. هنوز از خودم میپرسم کدام بهتر بود ؟میشود با مخارجی اندک هم شادی کرد؟یا نه؟آ«میز وصندلیهای راحت وغذاهای فراوان کجاونشتن روی زمین وخوردن کمی غذا در ظرفهای پلاستیکی واینچنین با شور رقصیدن.

جهت اطلاع

با سلام خدمت همگی.برای مدتی پست جدید در این وبلاگ قرار نمیگیرد.در صورت امکان سعی میکنم به وبلاگ دوستان سر بزنم.برای همه ارزوی توفیق دارم.

دزدی

میخواهم از نوع خاصی از دزدی حرف بزنم .لطفا به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته