تقریبا از سه ماه قبل شروع شد ،یکی از دندانهایم که با روکش به دو دندان دیگر وصل بود ، آبسه کرد.اندازه یک فندق ،انتهای دندان که نزدیک پره بینی بود،برجسته و دردناک شده بود.یکماه ونیم به توصییه پزشکان آشنا ، آنتی بیوتیک خوردم، کمپرس گرم گذاشتم، نشاسته داغ گذاشتم و بیفایده بود.بالاخره به درمانگاهی مراجعه کردیم.عکس گرفتند و گفتند مدل دیگری عکس لازم است که باید بروید فلان رادیولوژی.فلان رادیولوژی هم تعطیل بود.از همان روزهای اول دندان درد، سرگیجه ام هم شروع شده بودو آزارم میداد.بالاخره سه هفته قبل به کلینیکی مراجعه کردم و گفتند دوتا از دندانها از ریشه شکسته و باید جراحی شود.بعد از جراحی تا چند روز نمیتوانستم دهانم را باز کنم.چهار پنج روز بعد از این جریان ،تب و بدن درد وسردرد پسرم شروع شد.با مراکز بهداشتی و درمانی که تماس گرفته بود ، گفته بودند ،اگر علایم خیلی شدید شد ، برای تست مراجعه کند ولی بهتر است دو هفته خودش را قرنطینه کند..در این مدت من هم قرنطینه شدم.

این دوهفته بیشتر از هر زمانی عذاب کشیدم.فهمیدم که چقدر به پسرم وابسته ام.چقدر از ناتوانیم عذاب کشیدم.دلم میخواست میتوانستم مثل دوران کودکیش ، غذاهای مناسب ، آب میوه و مایعات گرم برایش درست کنم،نوازشش کنم مراقبش باشم.دلم میخواست هر ساعت بپرسم تبش تغییر کرده ، چند درجه هست؟ سر دردش بهتر شده.؟کوفتگی بدنش؟ این علایم دو سه روز بیشتر طول نکشید .شاید هم یک سرما خوردگی ساده بود.ولی حسابی مرا ترساند.خوشبختانه دیروز مدت قرنطینه تمام شد و در یکی از روزهای قرنطینه هم مجبور شد با ماسک و دستکش و شیلد و ضد عفونی کردن همه چیز ، بیاید بخیه دندان مرا بکشدخدا کند این ویروس لعنتی شرش را از سر کل دنیا کم کنداین روزها مشغول خواندن کانال دوستی هستم که نسرین جان آدرس دادJammehr2832@