حریم خصوصی

دو سه هفته قبل یکی از  اشناهاتماس گرفته بود.صدایش پر از بغض بود.بعد از احوالپرسی' ناگهان به گریه افتاد. معلوم شد که یکی از همدوره ای های دانشگاه عکس های دوران جوانی ایشان و عده ای دیگر را در پیج خودش منتشر کرده.عکس مربوط به اوایل دهه پنجاه بوده و با لباسهای بالای زانو و بقول معروف بی حجاب و در اردویی دانشجویی و مختلط. اسم و فامیل اکثر دانشجوها هم ذکر شده.خانواده  همسر این خانم هم فعلا شدیدا پابند مسائل مذهبی هستند و خود این خانم هم یکی دو سال بعد از فراغت از تحصیل  تحت تاثیر یکسری مطالعات محجبه شده بوده.خلاصه که ناراحتی شدیدی پیش امده و همسرش شاکی بوده که چرا با ادم هایی که بی جنبه هستند و حفظ حریم خصوصی برایشان مطرح نیست عکس گرفته و....برای ان شخص پیغام گذاشته و گلایه کرده'ایشان هم گفته که ای بابا .چهل و چند سال از ان دوره گذشته و چه اشکالی دارد.البته عکس را حذف کرده اما چندین نفر دیگر عکس را دیده بودند و بعض از انها خواستند که عکس ها را مجدد رونمایی کند.

چند باری هم برای خودم پیش امده که در خانه فامیلی عکس دسته جمعی گرفته ایم و بدون اطلاع من عکس را در پیج عمومی خودشان گذاشته اند.

گاهی حتی میبینم که بعد از شرکت در یک عروسی عکسشان را همرا با عروس و داماد در اینستا یا پیج های دیگر گذاشته اند.ادم هایی هم هستند که اینجا و انجا سر میکشند ببینند کجا میتوانند عکسی از فلان اشنا و فامیل پیدا کنند و به این و ان نشان دهند که ببینید چه لباسی پوشیده و کجا بوده و چه میخورده و ...

انگار حریم خصوصی هم کم رنگ شده.

اداب این روزها

سالهایی که شاغل بودیم'در سا عت ناهار'همکاران که اکثرا هم از خانمها بودند'از وضع زندگیشان حرف میزدند.درد دل میکردند'مشورت میگرفتند و گاه مقایسه میکردند.هر کس لباس نویی میخرید'دیگران خبردار میشدند.اگر لباس اداری بود که در اداره پوشیده میشد و بقیه میدیدند.لباسهای ساده را هم گاه بهم نشان میدادند.از اینکه برای فرزندانشان چه خریده اند'همسرشان چه خریدی داشته یا حتی خریدهای مادر شوهر و خواهر شوهر و خواهر هم صحبت میکردند.اکثرا در سال دو سه دست مانتو شلوار و دو کیف و کفش برای اداره میخریدند.

از نحوه مدیریت خانه همدیگر هم کم و بیش خبر داشتند.میدانستند که خانم میم. اهل خرید خانه نیست.خانم دال خریدهایش را از میدان تره بار انجام میدهد.خانم الف 

سبزی و بادمجان و کرفس و...را به خانمی سفارش میدهد تا برایش اماده کند'خانم ب.غذا را از سلف سرویس اداره میگیرد.

نکته ای که بین اکثر خانمها مشترک بود این بود که بخشی از امور خانه را بعهده داشتند.این بخش ممکن بود کمک مالی باشد'یا کمک در خانه داری به معنای پخت غذا و شستشوی لباسو... و یا کنترل مسایل جزییتر و برنامه ریزی اصولی برای تغذیه و اوقات فراغت افراد خانواده و مشارکت در سرمایه گذاری.

حالا چند سالی هست بازنشسته ام.با افراد کمی سر وکار دارم.برای عجیب است که یکنفر هر فصل 7-8مانتو و لباس و کیف و کفش میخرد بدون اینکه درامد کافی داشته باشد یا اصلا درامدی داشته باشد.نمیدانم چطور فلان خانم جوان حاضر است ساعت ها وقت صرف کاشت ناخن کند اما میوه در یخچالش کپک بزند و راهی سطل اشغال شود.

شما ها این روزها چقدر لباس میخرید؟

برای افراد خانواده خودتان غذا میپزید یا به سیب زمینی سرخ کرده و پیتزا و کالباس اکتفا میکنید؟

با مدیریت مالی و پس انداز موافقید یا فکر میکنید هر چه درامد دارید باید بلافاصله خرج کنید.؟خلاصه اوضاع بین نسل جوان چطوری هست؟