تلویزیون روشن بود.متوجه صحبت دومرد شدم که یکی متاهل وسی وچهار پنج ساله بود ودیگری مجرد و سی و یک ساله.اقای مجرد قرار بود برود خواستگاری و دوست متاهلش میپرسید که فکر کرده چرا میخواهد ازدواج کند؟اصلا برنامه ای برای بعد از ازدواجش دارد.بعددفترچه پس اندازی به رفیقش نشان میدهد و میگوید من از روز خواستگاری ماهیانه صد هزار تومان به این حساب واریز کرده ام برای زمانی که تصمیم بگیریم بچه دار شویم.فقط برای وسایل ضروری بچه
با خودم فکر میکنم ما در زمان ازدواج برای چه کارهایی برنامه ریزی کرده بودیم؟مثلا برای بچه دار شدن یا خرید مسکن یا ماشین یا ادامه تحصیل و...
اصلا الویت بندی داشتیم؟به بچه هایمان یاد داده ایم که روی رشد خودشان همه جانبه کار کنند؟
شخصا در بعضی موارد همین خصلت را داشته ام.یعنی هه مبلغی هر قدر اندک بدستم میرسیده'سعی کردم کمی پس انداز داشته باشم.همین شد که توانستیم سرانجام خانه ای از خودمان داشته باشیم'همین شد که توانستم با داشتن کار اداری و داشتن دو فرزند'مقطع کارشناسی ارشد را هم ادامه بدهم.
جوانهایی را میشناسم که از دوران جوانی حتی پول مراسم نامزدی و عروسیشان را هم جمع اوری میکنند یا وسایل خانه تهیه میکنند.
عده ای هم پیرو فلسفه هرچه پیش اید خوش اید هستند یا شاید بفکرشان هم نمیرسد که چه ضرورتهایی در زندگی متاهلی پیش میاید.
شما از کدام دسته هستید؟
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 0:9 توسط مینو چهر میرزاده
|