مسافرت
در دوران جوانی اکثر مسافرتهایی که میزفتم بدون برنامه ریزی بود.یعنی نمیدانستم کجا قرار است ساکن شوم'ان شهر چه وضعی دارد؟غذاهایش برایم قابل خوردن هستند یا نه؟زبان مردمش را میفهمم؟و....
این روزها احتمالا بخاطر کهولت سن و مشکلات جسمی که دارم حتما باید یکسری اطلاعات را از قبل داشته باشم.اینکه هتل ها چه امکاناتی دارند'ایا ورودی هتل رمپ دارد'یا ورودی همسطح حیاط است؟ایا هتل اسانسور دارد؟فاصله اش تا مراکز تفریحی یا غذا خوری و خرید چقدر است.؟ایا در سرویس بهداشتی توالت فرنگی هست؟
این خانم فامیل که ذکر خیرش رفت'قرار بود با چهار خانم بازنشسته دیگر که حد اقل سن انها 57 سال است به مسافرت بروند و از مهمانسرای اداره ای که سابق کارمند انجا بودند استفاده کنند.قبل از اینکه نامه موافقت اداره را بگیرند'بلیط خریده اند.همه این خانم ها مشکل کمر درد و زانو درد دارند و از توالت فرنگی استفاده میکنند و بالا رفتن از پله برایشان ممنوع شده.ظاهرا مهمانسرای اداره در محوطه اداره واقع شده و انها هیچ اطلاعی از وضعیت مهمانسرا ندارند.هیچکدام حتی ادرس مهمانسرا را نمیدانند.خلاصه که کاملا دل به دریا زده اند که هر چه پیش اید خوش اید.
همانطور که گفتم دوران جوانی سفرهای اینچنینی کم و بیش داشتم.اما ان زمان برایم مهم نبود که مثلا روی کاناپه بخوابم یا از یک توالت بیابانی استفاده کنم.نیازی نبود مواظب غذایم باشم.نه مشکل گوارشی داشتم'نه فشار خون و چربی و پرهیز غذایی.از بلند ترین پله ها هم میتوانستم بالا بروم .میتوانستم دوشب پشت سر هم نخوابم.میتوانستم با یک ساک کوچک مسافرت کنم.اما میدانم که هم اوضاع اجتماعی تغییر کرده'هم افراد مسن اغلب مشکلات مختلفی دارند که اینگونه مسافرت را برایشان سخت میکند.
نظر شما چیست.؟شما چطور مسافرت میکنید؟قبل از مسافرت محل اقامت و محل های خرید و نقاط دیدنی را مشخص میکنید؟راجع به مراکز خرید و غذاهای محلی و ترکیب جمعیتی ان شهر اطلاعات کسب میکنید.یا فقط سوار هواپیما میشوید و بقیه را در مقصد حل و فصل میکنید؟