کتابخوانی

دوران کودکی من انگار کتب خواندن چندان مرسوم نبود'والدینم حساسیت عجیبی روی درس خواندن ما داشتند و بنظرشان خواندن کتاب غیر درسی برای محصل ها وقت تلف کردن بود.گرچه پدر کتاب شاعران بزرگ مثل سعدی و فردوسی و کتاب های تاریخی را میخواند و قصه هایی را از این کتاب ها برای ما تعریف میکرد.مادر بزرگ هم اشعار زیادی از سعدی و داستانهای کلیله از حفظ بود و برایمان میخواند.اما شخصا خواندن متون غیر درسی را حدود کلاس چهارم دبستان با خواندن قسمت کوچکی از مجله سپید و سیاه شروع کردم.برادر بزرگم تازه وارد دانشگاه شده بود و یکی دو نشریه را مشترک شده بود.

وارد دبیرستان که شدم اطاق بزرگی را به کتابخانه اختصاص داده بودند و انجا با ادبیات داستانی اشنا شدم'در مسیر مدرسه هم یک کتابفروشی بود که کتابهای داستان را شبی یک ریال کرایه میداد.یکی از برادرها که نیازی به مطالعه درس در خانه نداشت'کتابهای مورد علاقه اش را کرایه میکرد و با جلد کتابهای درسی میپوشاند و تا راحت بتواند در حضور والدین کتاب مورد علاقه اش را بخواند .من هم گاهی چند صفحه ای از این کتابها میخواندم.همان کتابخانه دبیرستان   و قصه هایی که از مادر بزرگ و پدرم در دوران کودکی میشنیدم'چنان مرا به کتب خواندن علاقمند کرد که مطالعه به بزرگترین علاقمندی زندگیم تبدیل شد.بارها در دوران دانشجویی برای خرید یک کتاب قید چند وعده شام را زده ام.

بیشترین علاقه ام ادبیات داستانی بود و بعد کتابهایی در زمینه تعلیم و تربیت'روانشناسی'مسائل مربوط به زنان'افسانه ای عامیانه و کودکان .

همراه با شخصیت های داستانی میتوانم به هر گوشه ای سفر کنم و هر نوع زندگی را تجربه کنم.

برای فرزندانم هم وقت زیادی صرف کرده ام تا انها را با دنیای کتابها اشنا کنم.علیرغم شاغل بودن و رسیدگی به کارهای منزل'حتما در روز زمانی را برای کتاب خواندن برای فرزندانم اختصاص میدادم که بعدها بیشتر تبدیل به دیدن فیلم شد.

این روزه اما دو باره برگشته ام سراغ ادبیات داستانی.راستش مشکلات زندگی اجازه تمرکز روی مباحث علمی را نمیدهد'اما از داستانها هم زیاد میشود اموخت.

شما اهل مطالعه هستید؟

گذر واژه

اقا هاتف در وبلاگشون که در پست قبل معرفی کردم'پستی داشتند در مورد روز جهانی پاسورد و توصییه هایی برای ایجاد یک پسورد امن و حفاظت ازان در دنیای مجازی.این پست مرا بفکر واداشت که ای کاش زندگی روزمره ما هم بخش ها و سایت های مختلف برایش تعریف میکردیم و برای انها هم پسوردی قرار میدادیم تا فقط خودمان به ان دسترسی داشته باشیم یا در مواردی عده محدودی.مثلا همانطور که پیج اینستاگرام بعضی ها خصوصی هست و همه نمیتوانند عکس ها را ببینند'یا میشود افراد ناخواسته را بلاک کرد در زندگی واقعی هم برای خودم پاسورد داشتیم.مثلا هر خاله قزی نمیتوانست بیاید  در زندگیمان سرک بکشد که چه خوردیم'چه پوشیدیم'چرا این را خوردیم و پوشیدیم'چقدر درامدمان هست'چقدر خرج میکنیم.یا از خصوصی ترین سوالهای زندگی دیگران اجتناب میکردند.مثلا وقتی که در حضورت زل میزنند در چشم خودت و عروس و پسرت و میپرسند که چرا بچه دار نشده اند و حالا دیگر از وقتش هم کم کم گذشته و باید به زودی دست به کار شوند 'ادم میتونست به اینها بگه ورود به این مقوله پسورد لازم داره که فقط زن و شوهر این پس ورد را دارند.شما فکر میکنید چه مواردی نیاز هست؟

عادت های عجیب

اقا هاتف از وبلاگ blog.hatef.click پستی گذاشته اند در مورد عادت های عجیب و جالب و بقیه را هم دعوت کرده اند به این چالش.از این جهت برای من جالب بود که اشنا شدن با عا ت های متفاوت دیگران به ادم کمک میکند که یک بعدی همه چیز را نبیند.بفهمد که لزوما شیوه رفتاری خودش همگانی نیست و ادم ها هر کدام سلیقه و عقیده ای دارند.بهر حال چند عادت خودم را اینجا ذکر میکنم

ا. جور عجیبی عاشق خواندن رمان هستم.در این دو ساله نزدیک صد کتاب از فیدیبو خریده ام و تعداد زیادی هم از طاقچه.

2. صبحانه نان و پنیر را با سیب یا گلابی میخورم و حلوا شکری را با کیوی

3.قبلا نان را با کره و موز میخوردم

4.دوغ شیرین را دوست دارم

5.بیشتر از لباس پول خرج گل و گیاه میکنم.

ممنون از اقا هاتف که این چالش را راه انداختند.ادرسشون رو به طریق دیگه بلد نبودم لینک بدم.

پ.ن. اقا هاتف در این مورد مسابقه گذاشته اند.به وبلاگشون سر بزنید و اگه دوست داشتید در مسابقه شرکت کنید.