در هر سایت،وبلاگ یا نشریه ای مطلبیرا که در مورد زنان باشد میخوانم.از نو جوانی به این مبحث علاقمند بودم و به خاطر بخشی از شغلم سالها تحقیقات میدانی و اسنادی در این زمینه داشته ام.
اغلب ناظر گلایه زنها بوده ام از ظلمی که بر آنها میرود.قبل از ازدواج،درد دل همکاران متاهل را میشنیدم که بیشتر حول محور عدم همکاری مردان میچرخید.آن زمان برای مدتی دادگاه خانواده به مساله طلاق رسیدگی میکرد و مرد اختیار یک جانبه نداشت.
بعد برای چند سالی حق سرپرستی فرزندان ،وسیله ای شد برای بعضی مردان برای تحت فشار گذاشتن همسرانشان.
در محیط کار هم زنها سالها برای مرخصی زایمان بیشتر،حق مرخصی برای تغذیه شیر خواران،گرفتن پست های مدیریتی و ...تلاش کردند.
در این اوضاع متوجه بعضی برداشت های نادرست هم شده ام.اگر مساله اساسی تلاش برای رسیدن به حقوق برابر با مردان باشد،در مواردی که کم هم نبوده،شاهد این جریان هستم که تعدادی از زنها بقول معروف ( هر دوانه ) را میخواهند.هم انتظار دارند طبق قوانین شرعی مرد عهده دار همه هزینه های زندگی مشترک باشد،برای کار در خانه،اجرت المثل بخواهند،به اندازه سال تولد مهریه بخواهند، اگر بیرون از خانه شاغل هستند ،حقوقشان را هم در بست متعلق به خودشان بدانند،نگهداری از فرزندان در حد امکان به عهده مرد باشد، از آزادی کامل برای همه امور هم برخوردار باشند و شوهر حق مداخله نداشته باشد.موارد زیر نمونه هایی ست که شاهد بوده ام.
سهیلا ۲۲ ساله ،با حامد ۲۵ ساله که از اقوام نزدیکشان بوده،ازدواج کرده.حامد کارشناس یک سازمان معتبر دولتی و سهیلا خانه دار.در مورد مهریه ،سهیلا دو کیلو طلا در خواست داشته و حامد با این تفکر که مهریه را کی داده و کی گرفته،موافقت کرده.همینطور تمام هزینه های ریز و درشت عروسی را.فلان سرویس جواهر ،فلان مدل لباس و....
نوبت به تهیه جهیزیه که رسیده،سهیلا جار و جنجال به پا کرده که دوره این امل بازی ها گذشته و حامد باید خودش وسایل خانه را بخرد.بعد از چند سال حامد با تلاش فراوان خانه ای ساخته .هنوز مدتی از ساخت خانه نگذشته که سهیلا باز با هیاهو و تهدید و تطمیع سند خانه را هم به خودش منتقل کرده.طی سالها صاحب ۴ فرزند شده اند.اکثر کارهای خانه،اعم از خرید و نظافت و ظرف شستن و غیره به عهده حامد است.این روزها سهیلا مقدار قابل توجهی پس انداز کرده ،مهریه اش را هم طلبکار است و مدام به شوهرش نق میزند که باید جدا زندگی کنند و زن زندگیش را به میل دل خودش بگذراند و از دیدن قیافه حامد خسته شده.
قوانین ما در این موارد مشکل اساسی دارد.زندگی را تبدیل کرده به میدان جنگی که یکی باید بر دیگری پیروز شود.مرد با داشتن حق طلاق و حق کفالت فرزندان و حق جلوگیری از مسافرت یا اشتغال زن و همینطور ازدواج مجدد ،میخواهد سلطه خود را حفظ کند و زن هم با استفاده از مهریه ، حق برخورداری از نفقه و اجرت المثل.این میان مرد اگر اهل آزار واذیت باشد کاری میکند که زن بگوید مهرم حلال و جانم آزاد و زن اگر زنی مثل سهیلا باشد ازدواج برایش وسیله ای میشود برای بهره کشی مالی از مرد ودر نهایت رها کردنش با چند بچه.
ای کاش قوانینی به تصویب میرسید که رسیدگی به اختلافات در حوزه خانواده به هیاتی متشکل از مشاوران و حقوقدانان سپرده میشد بگونه ای که حق طرفین و فرزندان محفوظ میماند.ای کاش قانونی تصویب میشد که دختران و پسران مجرد مجبور به گذرانین دوره های مهارت های زندگی میشدند و حد اقل ده جلسه مشاوره ازدواج و تست سلامت روانی اجباری میشد.ای کاش امنیت اقتصادی طوری فراهم میشد که زن تنها بخاطر داشتن سر پناه و لقمه نانی تن به هر ذلتی نمیدادند.ای کاش بعضی زنها هم میفهمیدند حقوق برابر ،در زندگی زناشویی ،مشارکت برابر را هم میطلبد.
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 13:6 توسط مینو چهر میرزاده
|