سه چهار سال بود که کمتر کتاب میخواندم.کمتر به کتابهای جدید دسترسی داشتم.باید سفارش اینترنتی میدادم که گران تمام میشد.اگر هم دانلود میکردم ،برایم مشکل بود که مثلا یک ساعت بنشینم و کتاب بخوانم.مدتی هست که تبلتی دست و پا کردهام و دو باره کتاب خواندن را از سر گرفته ام.این روزها که اغلب بخاطر بیماری ،در حال استراحت بودم ،خواندن کتاب "سه شنبه ها با موری" را شروع کردم.در بخشی از کتاب موری از دانشجویش میپرسد: آیا در زندگیت شخصی هست که بتوانی با او صمیمانه درد دل کنی؟

به این جمله فکر میکنم.راستی چه خوشبختی بزرگی ست که کسی را داشته باشی که بدون دغدغه قضاوت شدن ،با او درددل کنی.کسی که در گفته هایت به دنبال مقصر نگردد.کسی که نگران نباشی که ممکن است از حرفهایت بر علیه خودت استفاده کند.کسی که همدلی کند.برچسب نزند.بتوانی همه حرفهایت را راحت بزنی.

شما در زندگیتان چنین شخصی دارید؟

پ.ن. برای ورود به بعضی وب ها و کامنت گذاشتن مشکل دارم.دو سه بار تابحال پشتیبان اینترنت را عوض کرده ایم .اما یا قطعی دارد یا بدون فیلتر شکن باز نمیشود.تازگیها هم وقتی روی گزینه ارسال کلیک میکنم وارد سایتهای تبلیغی میشود.شاید هم اشکال از بورد کامپیوتر است.