جزء یا کل
توی راهروی بیمارستان منتظر اسانسور بودم.بعد از حدود نیمساعت نوبتمان شد.ظرفیت اسانسور پر شد و بععد از ان خانمی میخواست بزور جایی باز کند و سوار شود.بطوریکه از بس هل و فشار داد فریادم بلند شد.
رفته بودم بانک.به محض اینکه دستم را از واکر ول کردم که روی ضندلی بنشینم,اقای نسبتن جوانی بایک پسر بچه همراهش تقربا از روی همان صندلی پریدن.یعنی از پشت صندلی پریدند جلوی صندلیکه در این میان تنه محکمی هم به من زدند و راهشان را کشیدندند و رفتند.
ما در یک مجتمع 8 طبقه زندگی میکنیم که سی و دو واحد دارد.واحد ما طبقه اول است و به حیاط مجتمع از طریق بالکنن راه دارد.همینطور واحد کناری ما که اعلب تمام سال مسافرت خارج از کشور هستند.روی بالکن تعدادی گلدان گذاشتیم و چند درخت هم در حیاط پایین مجتمع هست.چند روز قبل به مدیر ساختمان میگویم اگر نگهبان میتواند باعچه را بیل بزند و کود بدهد و هر ماه یککبار ابیاری کند,هزینه اش و دستمزد نگهبان را پرداخت میکنم.با پرخاش گری میگوید خودتان استفاده میکنید,خودتان هم کارگر پیدا کنید.بماند که از طبقات بالا هر اشعالی میریزند و باز ما باید تمیز کنیم.
از خودم میپرسم ما همیشه حکومت را مقصر همه چیز میدانیم.ایا بخشنامه حکومتی هست که دکتر کارش را انجام دهد,پسر نوجوانی برای یک طبقه اسانسور را اشغال کند و اجازه ندهد چند نفری که با ویلچیر هستند سوار شوند,یا با این طرز وحشیانه به یک ادم معلول تنه بزنند؟همان روز جلوی سطح شیبداارهای بانک ماشین پارک شده بود که خیلی بسختی و به کمک پسرم توانستم عبور کنم.
سال هاست ذهنم درگیر این مساله هست که اصلاح یک جامعه از جزء به کل باید باشد یا برعکس.فرزندانم عقیده دارند که ما باید از خودمان کنیم.حتی اگر در بعصی موارد خیلی سخت باشد.مثلا اگر از دکتر خاصی فقط با پارتی بازی میتوانید وقت بگیرید,این کار را انجام ندهید.
من فکر میکنم قانون اگر قوی باشد و خوب هم اجرا شود موثر تر است یا حد اقل هر دو با هم میتوانند کارساز باشند.مثلا اگر کسی کرایه اصافه از مسافر میگیرد اگر بداند مجازات سختی در انتظارش هست,شاید این کار را تکرار نکند.
شما چه فکر میکنید؟؟