چند روز قبل به تماشای انیمیشنی زیبایی نشستم به نامZootopia

انیمیشنی جذاب و پر محتوا از کمپانی والت  دیسنی.

در شهر حیوانات نمایشی اجرا میشد.در این نمایش جودی,خانم خرگوش کوچولو و شجاع اعلام کردن که میخواهد پلیس شود.او معتقد بود هر کس هر ارزویی دارد میتواند به ان ارزو برسد.نصیحت والدینش هم فایده نداشت که معتقد بودند بهترین کار برای او فروش هویج است.جودی وارد کلاس های اموزشی پلیس شد.در مقابل اسب ابی و حیوانت عظیم الجثه دیگر ,توانست با تلاش زیاد موفق شود و دوره پلیسی را با بهترین نمره تمام کند.او میخواست با پلیس شدن دنیای بهتری بسازد.

جودی را به مرکز منطقه فرستادند وطی ماجراهایی جودی برای اثبات توانایی های خودش ,مرتکب اشتباهاتی شد که مشکلاتی برای عده ای از حیوانات بوجود اورد.

اما در نهایت موفق شد خلافکارهای اصلی را دستگیر کند.در این میان صمیمیت زیادی هم با روباهی که از اساس دشمن خرگوش ها قلمداد میشد بهم زد.

جودی درنهایت متوجه شد که خواستنن توانستن است,یک شعار ساده نیست.هر موجودی ممکن است مرتکب اشتباهاتی شود و باید در این راه مراقبت کرد و با درایت پیش رفت.

اهنگ پایانی این فیلم و صحنه اجرای کنسرت حیوانات بسیار زیباست.

در واقع جودی که میخواهد دنیای بهتری برای حیوانات بسازد که همه حیوانات با عدالت و صلح و ارامش در کنار یکدیگر زندگی کنند با حرفهایش موجب میشود دو دستگی بین حیوانات ایجاد شود و سر انجام باتلاش زیادی اوصاع را به حال اول برمیگرداند.