انتخاب و اختیار
این روزها هم در فضای مجازی پست های متعددی میبینم از افراد مختلف که در باره مطالبات مختلف صحبت میشود.از مشکلات مالی و استخدامی گرفته تا مسایلی که مربوط به روابط خارجی هست تا حجاب و.....
از خودم میپرسم وقتی که رای میدادم به این فکر کردم که رئیس قویه مجریه چه اختیاراتی دارد؟به این فکر کرده ام که دارم برای انتخاب رئیس یکی از سه قوه رای میدهم.؟ من به عنوان زنی که از سالمند و بازنشسته دولت هستم حق خودم میدانم که مطابق میزان تحصییلات و سابقه خدمت و نوع فعالیتم حقوق بگیرم'که امکانات رفاهی برای زندگی فردی با مشکلات جسمی من فراهم باشد'که فرزندانم بتوانند از طریق یک حرفه مطلوب کسب درامد کنند'که نخواهم ماهیانه قسمت اعظم درامدم را بابت هزینه های پزشکی بپردازم.اما ایا میدانم بودجه مملکت چقدر است؟چه ارگانی این بودجه را باید تصویب کند؟ اگر ظلمی بر من روا رفته دست به دامان کدام ارگان و نهاد بشوم؟اصلا راهی هست که درست تشخیص بدهم اوضاع از چه قرار است؟چه چیزی برای کل این جامعه اولویت هست؟
حس میکنم این حالت در زندگی فردی ما هم اشکار است.فرزندانی که از والدینشان هزار جور توقع دارند و میگویند من فلان وسیله را میخواهم و به من هم مربوط نیست که تو پدر یا مادر درامدت اجازه چنین خریدی را میدهد یا نه.
در اطرافم شاهدم که طرف ماهی پانصد هزار تومان حقوق میگیرد و وام گرفته که برای فرزند سیزده چهار ده ساله اش تبلت دو ملیونی بخرد و بعد پول تامین داروی همان بچه را ندارد.
پراکنده گویی میکنم انگار.اما ذهنم درگیر است.