چند شب قبل مشغول خیالبافی بودم که اگر قرار باشد خداوند یک ارزویم را براورده کند'چه ارزویی دارم؟

اول از همه فکر کردم سلامتی کامل برایم بهترین ارزوست. اینکه به این واکر دیگر نیازی نداشته باشم.بشود که از پله های تراس پایین بروم و هر روز به گلدانها برسم.از خانه بیرون بروم و به اعضای فامیل سر بزنم.هر هفته با تورهای گردشگری با خواهر ها ببه جاهای مختلف بروم.اشپزی کنم.بروم یک دل سیر بازارهای روز را تماشا کنم.از این همه درد دست و پا و سر و ...راحتشوم و کشو پر از دارو را روانه سطل اشغال کنم.

وسط این خیالبافی ها یادم افتاد که سال گذشته تصمیم گرفته بودیم که برای یکسال به محل اقامت پسر بزرگم که یک کشور اروپایی هست کوچ کنیم تا پسر کوچکترم بتواند ادامه تحصیل بدهد و شاید انجا شغلی هم پیدا کند'چون ایران تقریبا هر شغلی پیدا کرده بعد از چند ماه بی حقوق کار کردن مجبور شده رها کند.البته فکر کرده بودیم که از فروش وسایل خانه شروع کنیم و شاید اپارتمانی را هم که در ان ساکنیم بفروشیم.اما اوضاع ارز چنان به هم ریخت که تبدیل به یک رویای غیر ممکن شد.بنابراین فکر کردم مثلا اگر ارزوی مثلا پانصد هزار یورو داشته باشم هم پسر بزرگم میتواند اپارتمانی برای خودشان بخرد'هم پسر کوچکترم به ادامه تحصیلش برسد و هم خودم در کشوری زندگی کنم که از امکانات پزشکی مطلوب تری بر خوردار باشم و کمتر عذاب بکشم.

بعد فکر کردم اینهم چندان فایده ای ندارد چون باز هر روز خبر ناگواری راجع به ایران میشنوم و روحم ازرده میشود.

بنابراین فکر کردم ارزو کنم ایران تبدیل به کشوری مثل دانمارک بشود.انوقت شادی اسایش مردم 'دردهای شخصی را هم کم رنگ میکند.دیگر نگرانی برای بیکاری جوانها و هزینه های درمان و اموزش بی معنی میشود.

شما اگر قرار باشد خداوند یک ارزویتان را براورده کند چه ارزویی دارید؟