من متولد چهل هستم وچهار فرزند 27 تا 37دارم.منم دقیقا همین کار کارگر شما رو می کردم.من وهمسرم هر دو کارمند بودیم من همه جور صرفه جویی می کردم تا بچه ها کلاس های مختلف برن. کلاس تنیس. واسکی که هزینه زیادی برامون داشت تا کلاس شنا وبدمینتون واسکیت وفوتبال.بعدش هم کلاس خط ونقاشی های مختلف از مداد رنگی وپاستیل کنته وابگرنگ وطراحی وموسیقی. وزبان انگلیسی وفرانسه وژاپنی وکره ای.
در حالی که پرده های از مد افتاده خواهرم رو می گرفتم مبل ولوسترنداشتم. حتی خونمون موکت بود.لباسهای خواهر وبچه های خواهرم رو که نمی خواستن می گرفتم.پسرم شش سال دانشگاه فقط به کاپشن صد تومنی پوشید ولی تنیس یک ساعته صد و پنجاه تومنی هرهفته میرفت.هر جلسه اسکی چهارصد تومن می شد وهمه اینها باعث تعجب اطرافیان و دوستان بود که به خاطر سرزنش اطرافیان خیلی هم مخفی می کردیم.
نتیجه اینکه چهار تا فرزندم خط فارسی وانگلیسی شون وحتی خط ژاپنی شون خیلی عالیه وباعث تعجب همه.
وقتی خونه هستن می تونن نقاشی کنن.وتابلوهاشونو هدیه بدن.پسرم طراح بازی های کامپیوتری است
بچه ها شنا خوب بلدن. سالی چند بار اسکی میرن.پسرم همیشه راکت تنیس همراهشه.دخترم دونده ماراتونه. وهمشون کوهنورد حرفه ای هستن.سنگ نوردی می کنن وچون بدنشان ورزیده است همه ورزشها رو به راحتی انجام میدن همشون دکتری مهندسی دارن ودرکشورهای پیشرفته شغل سطح بالایی دارند
ما سرمایه‌گذاری کردیم.نه برای چشم وهم چشمی.
هیجانات ورزشی وارامش نقاشی وخط وحتی آرامش یادگیری زبان باعث موفقیت اونها شد.
چه اشکالی داشت لباس کهنه پوشیدن یا من میوه های کیفیت پایین خریدم ویا حتی آب قلم به جای گوشت استفاده کردم.ماشینمون پراید بود وسایل لاکچری نداشتیم.هیچ کدوم هم عقده ای نشدن چون می دونستن چیزهای بهتری بدست میارن.هنوز هم با حداقل امکانات زندگی می کنن تا پولشونو خرج جهانگردی ورزش وکنسرت وتاتر کنن.
من این روش زندگی. راچند سال درجوونی که یک کشور پیشرفته بودم یاد گرفتم.وراضی هستم که اینجوری زندگی کردم بچه هام هم راضیند 
من پنجاه ودوسالگی شروع کردم به کلاس اسکی.وهزینه زیادی هم پرداختم. چند روز پیش به دخترم گفتم اشکالی نداره اینقدر هزینه پرداختم درعوض یاد گرفتم درست بایستم وپوزبشن بدنم رو درست کنم ودیگه کمردرد وپادرد ندارم.دخترم گفت فقط این نیست این همه لذت بردی وخاطرات خوب از اسکی داری.

پ.ن

این کامنت یکی از خوانندگان وبلاگ هست در جواب پستی که نوشته بودم ایا اینهمه از این کلاس به ان کلاس بردن بچه ها هدفمند و ضروری هست یا از سر مد بودن و چشم همچشمی.

کامنت ایشان چون طولانی بود بلاگفا اجازه تایید نمیداد.بصورت پست گذاشتم چون برای خودم هم جالب بود و میخواستم نظر بقیه را هم بدانم.