تعطیلات عید
از وقتی در ۱۸ سالگی خانه پدری را ترک کردم,اکثر سالها تعططیلات عید همگی در زادگاهمان در خانه پدری جمع شده ایم.گاهی تعداد افراد خانواده به بیست و چهار نفر رسیده.بعضی سالها بفکر خرید لباس نو بوده ام اما اکثر سالهایی که شاغل بودم تا روز آخر در محل کار بودم و فقط فرصت میکردم برای بچه ها لباس نو بخرم.این امر اغلب موجب دلخوری مرحوم مادرم میشد که با خاله ها و عمه ها سر این مسایل رقابت داشتند.
از آن تاریخ که همه بچه ها و نوه ها جمع بودند سالها گذشته.شش نفر از آن جمع فوت کرده اند.تعدادی سالهاست که ایران را ترک کرده اند و یک جمع شش هفت نفره باقی مانده.
امسال لباس جدیدی ندوخته ام.فکر کردم چرا باید برای دو سه بار پوشیدن هزینه اضافه بپردازم.اصلا شاید نشود که بروم..ظاهرا کوچه جلوی منزل پدرم را برای آسفالت مجدد کنده اند.شهرداری اظهار بی اطلاعی کرده.سر کوچه مجتمعی ساخته شده که ممکن است کار صاحبان مجمتع باشد.پدر مسن تر از آن است که بتواند ماجرا را پیگیری کند.اگر تا عید کوچه درست نشود نمیتوانم بروم.گرچه بدون حضور مادرم این سالها یکجورهایی خانه پدری برایم غریبه است.
اسالهای قبل شیرینی سنتی خانگی سفارش میدادم که امسال آن را هم سفارش نداده ام.دور آجیل را هم خیلی وقت است خط کشیده ام.گمانم اگر مهمانی برسد با چای و کمی میوه پذیرایی کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 17:42 توسط مینو چهر میرزاده
|