آقای هاتف در یکی از پادکست های موسوم به1024 اشاره ای به این مطلب کرده بودند که چرا در دنیای مجازی عده ای با وجود آنکه ممکن است مطالبی سطحی نوشته باشند,دنبال کننده های زیادی دارند,و عده ای ببا وجود ارایه مطالب مفید, مورد توجه قرار نمیگیرند( نقل به مضمون)

نزدیک دهسال است که من وبلاگ مینویسم.مسایلی را که اغلب مطرح کرده ام , شخصا شاهدش بوده ام یا در مورد آن مطالعه کرده ام و فکر میکردم مورد استفاده خیلی از افراد باشد,در حالی که در این مدت شاید حد اکثر کامنتی که داشته ام,به ۴۰ کامنت هم نرسیده.

این در حالی هست که میبینم اگر در مورد مثلا شیوه های لاغری, داشتن پوست شفاف, آشپزی, و خیلی مطالب دیگر مطلب مینوشتم,شاید توجه عده بیشتری جلب میشد.البته بگذریم که عده ای قلمشان و نثرشان واقعا جذاب است و دیگران را مشتاق میکند.

این نشان میدهد که من نوعی سلیقه اکثریت را نشناخته ام.

در زندگی واقعی هم من به نوعی با این مشکل ممواجه هستم.هر سال عید در خانه پدری جمع میشویم و اقوام و آشنایان به دیدن پدرم میایند. نود در صد این افراد وضع مالی خیلی بهتری نسبت به من دارند, از نظر جسمی سالم تر هستند,فرزندانشان در کشورهای دیگر مشاغل پر درامدی دارند,در نتیجه یا صحبت از مسافرت های خارج از کشور و تفریحات آنجا,یا خرید از بعضی مراکز ,یا ساخت و خرید ویلا و آپارتمان,یا خرید ماشین جدید,یا تغییر مبلمان خانه ,یا خرید طلا و فلان مدل پارچه و فلان عمل زیبایی است.

سفرهای خارجی من مربوط به قبل از انقلاب و اوایل انقلاب بوده,نه توان مالی اش را دارم ,نه توان جسمی.بخاطر مشکلات جسمی,توان مسافرت داخلی هم ندارم.حقوقم تنها کفاف مخارج ضروری خودم و کمک به فرزندانم را میدهد,اهل مد نیستم, مبل های خانه ام همان است که دوازده سیزده سال قبل بوده.مشغولیتم بیشتر مطالعه هست .زمانی که توانش را داشتم به کاشت گل و آشپزی علاقه داشتم.در نتیجه تقربا حرف مشترکی با این اطرافیان ندارم.

دو سه دوست در این شهر دارم که حرفهایشان را میفهمم,چند دوست در دنیای مجازی و دو نفر از همکاران سابق که از هم دور هستیم.

خواستم بگویم که اگر خودم یا نوشته هایم مورد اقبال نیستیم,شاید دلیلش این باشد که نتوانسته ایم با سلیقه عمومی هماهنگ باشیم.