باید ونباید های ازدواج
گاهی که با بعضی از هم نسلان بحثی راجع به ازدواج پیش میاید، اغلب گله میکنند که در دوره ما مشاور ودرمانگر کم بود ودر خیلی شهرها پزشک عمومی هم نبود ، چه برسد به مشاور واصلا این حرف ها را نمیشد مطرح کرد و اغلب فقط بخاطرفامیل بودن یا همشهری بودن با ازدواج دخترها وپسرها موافقت میشد.
باور من این بود که در زمان حاضر ، اکثر افراد هم به مشاور دسترسی دارند ، هم از طریق اینترنت میتوانند به مطالب زیادی دسترسی داشته باشند که اصول انتخاب درست را شرح میدهند.
چندی قبل با دو فرد مختلف صحبت هائی پیش آمد که دیدم خیال باطلی داشته ام.
مورد اول: پدر من ویکی از اقوام قطعه زمین مشترکی داشته اند که برای تعیین حدود آن با یکی از دختران آن مرحوم که زنی هفتاد وچند ساله است، مرتب در تماس هستم.این خانم که من او را خانم میم مینامم، تحصیلات دانشگاهی وشغل آزاد دارد.دختر سی ساله اش از وقتی که به یاد دارم سالی چند بار عاشق بوده و کاری که در آن تبحر دارد ، پارتی گرفتن وولخرجی هست.به ندرت اتفاق میافتد که این دختر بشقاب غذای خودش را آب بکشد، لباس هایش را در ماشین لباسشویی بریزد، حساب وکتاب مخارجش را داشته باشد و بتواند برنامه منسجمی برای آینده اش داشته باشد.
اخیرا خواستگاری برای این دختر پیدا شده که ساکن ایران نیست و تقریبا به همین دلیل خانم میم در حال تلاش است که دخترش را به این ازدواج راضی کند و هر روز به نحوی دنبال تایید این مطلب است.هر بار هم من گفته ام دختر وپسر حد اقل باید اولویت هایشان را مشخص کنند وبهتر است با یک مشاور ازدواج صحبت کنند ، اما دریغ از یک ذره توجه.
مورد دوم:
یکی از همکارهای سابق ، خانم میانسالی هست که برای درد دل با من تماس گرفته وقصد دارد به اصرار برای پسرش که به علت نداشتن شغل مشخص راضی به ازدواج نیست ، زن بگیرد ، چون دلش نوه میخواهد.گمان نمیکنم اصرار من برای مراجعه به مشاور ، نتیجه ای در بر داشت.
در مورد ازدواج ، شما چه فکر میکنید؟
من به خانم میم گفتم در درجه اول ببین دخترت آمادگی پذیرش تعهد دارد؟ الویت بندی برایش مفهومی دارد یا فقط بخاط خارج رفتن وسوسه شده است.
در مورد خانم دومی هم نهایت حرف ایشان این بود که خدا روزی رسان است.