روزمره های زندگی من
سالهاست که پاییزها برای من ،روزهایی پر مشغله تر وپر خرج تر است.بعضی از مایحتاج منزل را چند سال است که عمده میخرم.ااگر آبلیمو،رب انار،یا آبغوره لازم داشته باشیم،اواخر تابستان و اوایل پاییز ،زمان سفارش دادن این خوراکی هاست.چند سال است برنج را عمده میخرم.زمان برداشت برنج در منطقه ما هم اواخر تابستان است.معمولا بعضی از مواد غذایی یا حتی غیر غذایی را با خواهر ها مشارکتی میخریم و معمولا هم سالهای اخیر این منم که پیگیر هستم.
گردو و بادام و کشمش این منطقه هم اوایل یا نیمه های مهر برداشت میشود.از طریق پیج های اینستاگرامی با چند باغدار و فروشنده مختلف آشنا شده ام،چندین بار باید خبر بگیرم،گاهی پیش پرداخت واریز کنم وحواسم باشد قبل از اینکه موجودی باغداری که محصولش قابل قبول است به عمده فروش ها فروخته شود،مقدار مورد نیاز را بخرم.در موردن خرما ،دردسرها بیشتر است.از طریق انلاین شاب یا مراکز عمده فروشی،تلفنی ظرف بسته بندی میخرم،یکنفر را در ولایت پیدا میکنم که خرید چند نوع خرما را که از قبل از چندین محل قیمت پرسیده ام،خریداری کرده و کار جدا سازی خرماهای معیوب ،شستن وخشک کردن و بسته بندی آنها را انجام دهد و با ماشین های حمل مسافر آنها را ارسال کند.
خانمی در ولایت میشناسم که بعضی مواد غذایی را برای خانواده ها آماده میکند.بادمجان تنوری یا تفت داده شده،کرفس آماده مصرف،لوبیا سبز،کلم،بامیه،کنگر،سبزی خورشت،کوکو ووش وحتی گاهی کوفته قلقلی آماده مصرف را به او سفارش میدهم.معمولا مواد غذایی اولیه را با کیفیت خوب خریداری میکند،شستن،خرد کردن ،بخار پز کردن یا تفت دادن را انجام میدهد و هر اندازه که سفارش بدهم ،بسته بندی میکند وبا ماشین های ترمینال میفرستد.البته که هزینه تقریبا دو برابر میشود، ولی از آنجا که خودم توان انجام بعضی کارها را ندارم، راه حل مناسبی هست.روغن کنجد ،ادویه جات مورد نیاز پخت غذا،بعضی دیگر از مشتقات کنجد را هم از ولایت سفارش میدهم.بعضی مواد غذایی دیگر را هم از شهرهای دیگر سفارش میدهم.
تقریبا از زمان شروع بیماری کرونا و فعالیت انلاین شاپ ها،خرید لباس وبعضی از اقلام ضروری دیگر هم از طریق انلاین شاپ انجام میدهم.
هفته ای دو بار کارگری به خانه ممیاید ودر سال یکی در شروع پاییز ،یکی شروع تابستان باید چند روزی هم از کارگر دیگری برای جابجا کردن لباس های زمستانه و تابستانه کمک بگیرم.
خریدهای روزمره را پسرم انجام میدهد .شاید عروسم هم گاهی با او همراهی کند.بهرحال هزینه این خریدها،پرداخت شارژ،قبض ها و اینترنت را به حساب پسرم واریز میکنم.
به طور متوسط ،سالی هشت یا نه دفعه به پزشک مراجعه میکنم که در سالهای اخیر پسرم مرا همراهی میکند.از شروع کرونا به اینطرف شاید دو یا سه بار دوستانم به دیدنم آمده اند.در سال حدود دو هفته ،یک یا به ندرت دوبار،مادر عروسم با یکی دو تا از نوه هایش ،یا خواهر بزرگتر عروسم از شهری دیگر به خانه ما میایند.در این مدت معمولا سال تحویل مهمان خواهر بزرگترم بوده ایم و گاهی مثلا اگر فرد نزدیکی از خانواده ه شوهرش فوت کرده باشد،برای تسلیت سری به خانه آنها زده ایم.آمد ورفت های دیگر تعطیل شده.
تا سال گذشته ،مسئیولیت سر وکله زدن برای نقشه برداری ،تصحیح سند ،قرارداد با مستاجر ،فروش محصول،تعمیرات ،هماهنگی با ناظری که در ولایت استخدام شده بوده ،تنظیم هزینه ها ،دنبال مشتری برای فروش اموال پدری با من بوده خواهر و برادرها هر یک به بهانه ای خودشان را کنار کشیده بودند.در نهایت هم بعد از پیدا کردن مشتری ودو سه ماه چانه زنی،انجام مراحل اداری آنرا پسرم به عهده گرفته وبعد از فروش آنها با مشارکت یکی از خواهران از سهم خودم زمینی خریداری کرده ایم که واحد های جداگانه برای سکونت خودم و خانواده پسرم. داشته باشیم وپسرم انجام تمام مراحل اداری آن و سرکشی حضوری را به عهده گرفته وقرار است با فروش آپارتمانی قدیمی که داشته،بخشی از هزینه ها را هم تقبل کند.
عروسم کار نظافت هیچیک از کارگرها را ( حد اقل در مورد آشپزخانه ،هال واطاقهای خودشان) قبول ندارد و معمولا خودش این کار را انجام میدهد.رسیدگی به گلدانها وباغچه را هم خودش به عهده میگیرد.معمولا چند گربه در حیاط دارد ودوتا هم داخل آپارتمان که هر کارگری به خانه ما آمده از گربه میترسد.کارهایدیگر خانه را نمیدانم به چه ترتیب تقسیم میکنند.چون معمولا برای خوردن ناهار یا شام بین نیم ساعت تا یکساعت در هال هستم که در سالهای اخیر آنها یا قبل از من غذایشان را خورده اند ،یا بعد از بازگشت من به اطاق ،غذا میخورند.
در مدت ساخت وساز،هماهنگی با بعضی شرکت ها وخرید عمده مصالح و پرداخت صورتحسابها هم عمدتا به عهده من بوده.البته معمولا من صحبت وچانه زنی کرده ام،پسرم قرارداد حضوری را امضا کرده .
اوقات دیگر را اگر چشمم یاری کند،به خواندن کتابهای دانلود شد،پیام های بعضی دوستان یا گشتی در اخبار اینترنت،وروزی یکی دوبار صحبت تلفنی با خواهر ها میگذرد
عروس وپسر من هر دو آدم های کم حرف و درونگرا هستند و معمولا صحبتی ما به مسائل خیلی ضروری محدود میشود.بر عکس خانواده پدری من،بخصوص دخترها که جزییات کارهای روزمره خودشان را هر روز به هم گزارش میدهند.