رقابت یا حسادت
در مدتی که وبلاگ نویسی میکنم،از کامنت ها متوجه شده ام که اکثرا تحصیلات دانشگاهی دارند وشاغلندوبا اوضاع کنونی جامعه بیگانه نیستند.فکر کردم بهتر است مساله ا ی که سالهاست آزارم میدهد با شما در میان بگذارم وببینم برداشت شما چیست؟چرا در جامعه ما به جای رقابت سالم ،یعنی رقابت با خود،حسادت وزیر آبزنی رایج است؟زن وشوهر ها سعی میکنند کار خودشان را مهمتر جلوه دهند ودیگری را از میدان به در کنند.در ادارات همکاران انگار مواظبند که فردی پیشنهاد قابل توجهی ندهد،کا ری نکند که به چشم بیاید وگرنه هر طور شده با بد گوئی وآزار واذیت او را از میدان به در میکنندمگر اینکه جزء دار ودسته ای باشند.خواهر وبرادر ها سعی میکنندنزد پدر ومادر خودشان را دلسوزتر وبهتر جلوه دهند تا منافع بیشتری کسب کنند.انگار عادی شده که درسازمانها هر واحدی سعی کند کار را به اسم خودش تمام کند.کارمند زحمت میکشد،مدیر تشویق میشود.دانشجو زحمت میکشد،مقاله به اسم استاد چاپ میشود.چرا رقابت سالم جایگاهی ندارد؟چرا به افراد مجال بروز قابلیتهاشان داده نمیشود؟این مساله مربوط به دولت وقوانین دولتی نیست.به خصلت آدمهای حسود وخود محور برمیگردد.نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:22 توسط مینو چهر میرزاده
|