یک کتاب،یک حرف

سه چهار سال بود که کمتر کتاب میخواندم.کمتر به کتابهای جدید دسترسی داشتم.باید سفارش اینترنتی میدادم که گران تمام میشد.اگر هم دانلود میکردم ،برایم مشکل بود که مثلا یک ساعت بنشینم و کتاب بخوانم.مدتی هست که تبلتی دست و پا کردهام و دو باره کتاب خواندن را از سر گرفته ام.این روزها که اغلب بخاطر بیماری ،در حال استراحت بودم ،خواندن کتاب "سه شنبه ها با موری" را شروع کردم.در بخشی از کتاب موری از دانشجویش میپرسد: آیا در زندگیت شخصی هست که بتوانی با او صمیمانه درد دل کنی؟

به این جمله فکر میکنم.راستی چه خوشبختی بزرگی ست که کسی را داشته باشی که بدون دغدغه قضاوت شدن ،با او درددل کنی.کسی که در گفته هایت به دنبال مقصر نگردد.کسی که نگران نباشی که ممکن است از حرفهایت بر علیه خودت استفاده کند.کسی که همدلی کند.برچسب نزند.بتوانی همه حرفهایت را راحت بزنی.

شما در زندگیتان چنین شخصی دارید؟

پ.ن. برای ورود به بعضی وب ها و کامنت گذاشتن مشکل دارم.دو سه بار تابحال پشتیبان اینترنت را عوض کرده ایم .اما یا قطعی دارد یا بدون فیلتر شکن باز نمیشود.تازگیها هم وقتی روی گزینه ارسال کلیک میکنم وارد سایتهای تبلیغی میشود.شاید هم اشکال از بورد کامپیوتر است.

قانون،عشق،اخلاق

یکی از بحث هایی که سال هاست مطرح است و گاهی در رسانه ها بیشتر به آن پرداخته میشود ،مساله حقوق و تکالیف زن و شوهر است.پستی که اخیرا خانم آریان از وب باغ مخفی نوشته بودند موجب شد که این پست را که مدتها مورد نظرم بود،بنویسم.مسایلی که در رسانه های رسمی و دنیای مجازی مطرح میشوند ،عمدتا از این قرارند

1-حقوق زن و شوهر از دیدگاه قانون(که بر گرفته از شرع است)

2-تکالیف زن و شوهراز همین منظر.

3-حقوق و تکالییف زن و شوهر از دیدگاه عرف و جامعه.

4_دلایل ازدواج و طلاق و خیانت

لطفا ادامه مطلب را مطالعه کنید

ادامه نوشته

به دوستان دنیای مجازی

سلام دوستان

از دیروز صبح بارش برف در شیراز شروع شدو دیروز غروب برق قطع شد.دلمان خوش بود که بعد از سالها تحمل مشکلات بخاریهای جور واجور ،امسال منزمان شوفاژ دارد که آنهم به سلامتی دیشب قطع بود.بعضی منازل امروز اب ندارند.عده ای در برف در راهها مانده اند.شهرها واستانهای دیگر هم بارش برف ظاهرا سنگین بوده.

این پست را نوشتم که از دوستان خواهش کنم اطلاع بدهند که همه حالشان خوب است؟

حسرت های ما

دختر عمویم چند سالی از من بزرگتر است.زنی قبراق و درامدی کافی،خانه ای 500 متری در یکی از بهترین مناطق شیراز وسرحال ،با مدرک تحصیلی بالا،شغل آزاد خیلی خوب و دو سه قطعه زمین اضافی.مثل همه مردم ،مشکلاتی هم دارد.دخترش چندان اهل درس خواندن نیست و سرکش است.چند روز پیش به دیدنم آمده.بعد از سلام و احوالپرسی،میگوید:ساختمان سر کوچه را دیدی؟کوبیدند و دارن ده طبقه میسازند.وقتی که ما زمین خانه را خریدیم ،با این خانه هم قیمت بود.حالا این ده برابر شده.صاحبش را میشناسی؟شوهر خانم رحمتیه؟دیدی چند تا ماشین آخرین مدل دارن؟سانتافه جدیده را دیدی که خریدن؟ خدا بده شانس.یک خونه شهرک گلستان خریدن سه میلیون ،حالا یک میلیارده.

یکی دیگر از بستگان نزدیک ،آقایی ست 70 ساله.همه فرزندانش ازدواج کرده اندو زندگی خوبی دارند.همه فرزندان ،حد اقل مدرک تحصیلی فوق لیسانس ،شغلی با در امد مناسب ،خانه شخصی و فرزندانی سالم و از همه مهمتر رابطه خانوادگی خوبی با همسرانشان دارند.ممکن است مشکلاتی هم در زندگیشان باشد که حتما هست. این آقا در هر ملاقاتی تک تک بیماریهایش را گزارش میکند.از دارویی که مجبور است برای فشار خون و چربی خون مصرف کند تا کمر درد و پا درد.30 سال است که میگوید همین روزها میمیرد.لطفا ادامه مطلب را مطالعه کنید


ادامه نوشته

به یاد زلزله بم

ادامه نوشته